تبلیغات
....گمنام اما پرآوازه.... - از «بنی امیه» تا «بنی فتنه» !
 
....گمنام اما پرآوازه....
ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
                                                        
درباره گمنام اما پرآوازه

به جمع گمنام ها خوش آمدید

عرض سلام به شما كاربر گرامی از این كه به این وبلاگ اومدید خیلی ممنونم امیدوارم مشتری همیشگی اون بشین در ضمن در صورت تمایل میتونید وبلاگ ما رو با نام "گمنام اما پرآوازه" لینك كنید. خیلی ممنون
&&&از ابر برچسب ترین ها دیدن فرمایید&&&
کپی از مطالب این سایت با ذکر منبع)(imanr.mihanblog.com) اشکالی ندارد.
در زیر هم ابزار مترجم وجود داره که می تونید از اون استفاده کنید.
under this part is a translator for you to use from our weblog
Im glad if see your comment
Thanks for your choice
manger of weblog IEMAN
مدیر وبلاگ : ایمان
Free PageRank Checker
نویسنده
تماس با مدیر وبلاگ به وسیله ی ایمیل
نظرسنجیمان
وضعیت بدنی شما چگونه است؟؟؟












صفحات جانبی
آمار ملاقاتامون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

از «بنی امیه» تا «بنی فتنه» !

بسیار خواندنی

برای خواندن این مطلب به ادامه مطلب سر بزنید

1- بعد از جنگ جمل و شكست سخت پیمان شكنان، معاویه كه خود در برپایی فتنه جمل نقش برجسته و موثری داشت و اكنون آرزوی پیروزی بر حكومت عدل علی(ع) را بر باد رفته می دید، برای تردیدافكنی در دل مومنان به سرزنش آنان روی آورد. معاویه در شام و عوامل حكومت بنی امیه در جای جای جهان آن روز اسلام، این ساز بد صدا را كوك كرده بودند كه اگر طلحه و زبیر، آنگونه كه علی(ع) می گوید، از صراط مستقیم اسلام خارج شده بودند و پیكار با آنان ضرورت داشت، چرا پسر ابوطالب(ع) پیش از این، نه فقط آن دو را بیرون از دایره حق نمی دانست، بلكه ایثار و فداكاری آنان در ركاب رسول خدا(ص) را نیز می ستود و به زبان و قلم و قدم از آن دو حمایت می كرد؟!

پاسخ این سؤال، روشن بود و كمترین ابهامی نداشت. مادام كه طلحه و زبیر در مسیر اسلام گام می زدند و از صراط مستقیم الهی بیرون نرفته بودند، به حكم اسلام و منطق عقل و ایمان، در حلقه یاران به حساب می آمدند و اما، هنگامی كه به زیاده خواهی روی آوردند و با تحریك دشمنان پای از صراط مستقیم الهی بیرون كشیده و به مخاصمه با حاكمیت عدل صف آراستند، مقابله با آنان ضرورتی غیرقابل اجتناب بود... «حق» همان بود كه از آغاز بود و تغییری نكرده بود.

این طلحه و زبیر بودند كه تغییر كرده بودند و دیگر طرفدار حق نبودند، بلكه به مقابله با آن نیز آمده بودند. از این روی، مردمان مومن و خداجویی كه در ركاب امیر مومنان(ع) به روی پیمان شكنان شمشیر كشیدند و چشم فتنه را بیرون آوردند، نه فقط قابل ملامت نبودند كه ژرفای بصیرت آنان در تمیز به موقع سره از ناسره، شایسته بیشترین تقدیر و تقدیس و مثال زدنی نیز بود.

این روزها در پی افشای چهره واقعی جریان انحرافی كه قبل از همه، اعتراض اصولگرایان و توده های عظیم مردم را در پی داشته و دارد، برخی از عوامل بیرونی و داخلی فتنه 88 دقیقا مانند اسلاف فكری و كاخ سبزنشین خود در «شام»، زبان به ملامت مردم مومن و چهره های اصولگرا گشوده و حمایت آنان از دولت احمدی نژاد را با این استدلال كودكانه زیر سؤال می برند كه چرا علی رغم حضور این جریان انحرافی در كنار رئیس جمهور، از آقای احمدی نژاد حمایت كرده بودید؟!

فلان نماینده مجلس رگ گردن به عصبانیت یا در تظاهر به عصبانیت سیخ می كند و فریاد برمی آورد «كسانی كه برای احمدی نژاد از سر و كول هم بالا می رفتند، امروزه منتقد شده اند»! آن دیگری كه در حمایت از فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 همه حیثیت خود را یكجا به قمار آورده و باخته است به زعم خود، هشدار می دهد كه «چرا به توصیه های ناقدان - بخوانید سران فتنه- توجهی نكردید و آن هشداردهندگان را از میدان به در كردید كه اكنون شاهد حضور و فعالیت جریان انحرافی باشید»؟!و ....

اكنون باید از این حامیان فتنه 88 و نان به نرخ روزخورهای حرفه ای پرسید؛ آیا كسانی كه بلافاصله پس از مشاهده اولین نشانه های انحراف به مقابله با آن برخاسته اند قابل ملامت هستند یا شما كه از نوك پا تا فرق سر در فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 فرو رفته بودید و با مشاهده صدها سند غیرقابل انكار از وابستگی سران و عوامل فتنه به مثلث آمریكا، انگلیس و اسرائیل، نه فقط زبان به كام كشیده بلكه با همه توان در خدمت بیگانگان قرار گرفته بودید؟!

و این كه، كلاه خودتان را قاضی كنید و به این پرسش پاسخ بدهید كه آیا این روزها زبان اسلاف كاخ سبزنشین خود در شام آن روزها را به كام نگرفته اید؟

امروز میان شما و عوامل آن روز معاویه ها و عمروعاص ها چه تفاوتی هست؟ لطفا فقط به یك نمونه از این تفاوت ها - اگر هست كه نیست- اشاره بفرمائید! شما دقیقاً مانند عوامل بنی امیه، هنگامی كه طلحه و زبیر در ركاب رسول خدا(ص) شمشیر می زدند و در بیعت با علی علیه السلام بودند با آنان دشمنی می ورزیدید و بلافاصله پس از آن كه جبهه حق را ترك كردند و ساز مخالفت نواختند، سالوسانه آنان را به نقد كشیدید و در باطن با آنها احساس همراهی و همنوایی كردید. آیا می توانید ارتباط نه چندان پنهان خود با جریان انحرافی را انكار كنید؟ مگر جریان انحرافی چه می گوید و چه می كند كه شما هزاران برابر زشت تر و پلشت تر از آن را نگفته و نكرده اید؟ لطفاً خودتان را به آن راه نزنید، مدیریت جریان انحرافی و فتنه 88 یكی است. اینطور نیست؟!

اگر جریان انحرافی اشغالگران قدس را «مردم اسرائیل»! نامیده است، شما كه روز قدس به دستور مستقیم اسرائیل- به توصیه سایت وزارت خارجه اسرائیل، دو روز قبل از روز قدس- به نفع اسرائیل شعار دادید. اگر جریان انحرافی درباره حضرت صاحب الزمان(عج)، نظرات سخیف و منحرفی مطرح می كند، سخنگوی فتنه 88 كه آشكارا وجود مبارك حضرت بقیه الله -ارواحنا له الفداء- را نفی كرد و شما نه فقط دم برنیاوردید بلكه به نمایندگی وی از جانب خود افتخار هم كردید!! نكردید؟! اگر جریان انحرافی مشكوك به رابطه پنهان با عوامل آمریكاست، شما كه آشكارا و بی پرده از دستورالعمل آمریكایی ها و اسرائیلی ها پیروی كردید و روز مبارزه با استكبار جهانی به نفع آمریكا شعار دادید. ندادید؟! جریان انحرافی آلوده به فساد اقتصادی است اما، آیا هیچ یك از مفسدان اقتصادی و غارتگران بیت المال را می توانید آدرس بدهید كه در جبهه شما نبوده باشند؟! شما مسجد آتش نزدید؟ شما به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام اهانت نكردید؟ شما به دستور جرج سوروس صهیونیست عكس حضرت امام(ره) را پاره نكردید؟ به دستور مایكل لدین، شعار «توپ تانك بسیجی دیگر اثر ندارد» سر ندادید؟ به پیروی از فرمول جین شارپ به روی مردم مستضعف و محروم صرفاً به دلیل پایداری آنان در اسلام، قمه نكشیدید؟! شما در جریان فتنه 88 با بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها، ماركسیست ها، عبدالمالك ریگی ها، ائتلاف نكرده بودید و آیا این ائتلاف كماكان ادامه ندارد؟ آیا می توانید فقط یك نمونه -تأكید می شود فقط یك نمونه- از اقدامات و مواضع خود از آغاز فتنه 88 تاكنون را آدرس بدهید كه با دستورالعمل از پیش ابلاغ شده سرویس های اطلاعاتی آمریكا و انگلیس و اسرائیل منطبق نبوده باشد؟! اگر فقط یك نمونه سراغ دارید، بفرمائید. همه دستورالعمل ها با ذكر تاریخ ابلاغ به شما موجود است.

راستی! چقدر جالب و خواندنی خواهد بود اگر فهرستی از یاران خود در فتنه 88 را كه به آمریكا و اروپا و بعضاً اسرائیل گریخته و اكنون با كسب پناهندگی نقاب دروغین از چهره فرو انداخته و به دشمنی آشكار با اسلام و انقلاب و مردم ایران مشغولند، ارائه بدهید. این كه كار سختی نیست. این فهرست را ارائه كنید تا همه بدانند شما چه كاره اید؟

2- معاویه بعد از آن كه از ترفند پیش گفته نتیجه ای نگرفت و در توهم آفرینی میان مومنان و پیروان حضرت امیرعلیه السلام ناكام ماند، به ترفند دیگری روی آورد و آن، این كه؛ اگر علی(ع) امام معصوم است و نگاه ملكوتی دارد، چرا، در آغاز از طلحه و زبیر حمایت كرد كه امروز شاهد خروج و مخالفت آنها با خلیفه مسلمین باشد؟! پاسخ این سوال كودكانه نیز روشن و خالی از ابهام بود، چرا كه؛ اولا؛ مولای ما حضرت امیرعلیه السلام، تا آن هنگام كه طلحه و زبیر در ركاب رسول خدا(ص) به دفاع جانانه از اسلام و مسلمین مشغول بودند و پس از آن، مادام كه پای از صراط مستقیم الهی بیرون نكشیده و در مقابل حاكمیت الهی امام(ع) به تخاصم صف آرایی نكرده بودند، به حكم عقل و شرع از آنان حمایت می كرد و بر این حمایت اصرار نیز می فرمود ولی پس از آن كه انحراف و دشمنی خویش با اسلام و مسلمین را آشكار و فتنه جمل را برپا كردند باز هم به حكم عقل و شرع به مقابله با آنان همت گماشتند چرا كه رهبران الهی و از جمله ائمه اطهار علیهم السلام قصاص قبل از جنایت نمی كنند و نیت ها را به محاكمه نمی كشند. و اما، درباره نگاه ملكوتی حضرت و این كه آیا از ابتدا نسبت به هویت طلحه و زبیر و یا عاقبت كار آنان آگاه بودند یا نه؟ باید به بیان خود ایشان مراجعه كرد. آنجا كه در بخشی از خطبه چهارم نهج البلاغه می فرمایند؛

«پیوسته پیمان شكنی شما را می پائیدم، و نشان فریفتگی را در چهره تان می دیدم. راه دینداران را می پیمودید و آنگونه نبودید كه می نمودید. به صفای باطن، درون شما را می خواندم و بر شما حكم ظاهر می راندم» دقیقا همان گونه كه حضرت آقا، به پیروی از مولا و مقتدای خویش امیر مؤمنان علیه السلام عمل فرمودند.

از این زاویه نیز، كنایه معنی دار! عوامل بیرونی و داخلی فتنه، حرف جدیدی نیست. همان ایراد معاویه و یارانش به حضرت امیر علیه السلام است!!

3- «بنی قریظه» و «بنی نضیر» دو قبیله بزرگ از یهودیان بودند. آنها از طریق تورات و بشارت های حضرت موسی(ع) دریافته بودند كه پیامبر اكرم، حضرت محمدمصطفی(ص) بعد از بعثت به منطقه ای از حجاز و میان دو كوه «عیر» و «احد»- یثرب آن روز و مدینه امروز- هجرت می كند بنی قریظه و بنی نضیر در پی این دریافت به اطراف مدینه كوچ كرده و در انتظار هجرت پیامبر اعظم(ص) نشسته بودند تا اولین كسانی باشند كه به ایشان ایمان می آورند. اما، هنگامی كه رسول خدا(ص) به مدینه هجرت فرمود بنی قریظه و بنی نضیر، با آن كه به تصریح قرآن- از جمله آیه 89 سوره مباركه بقره- اوصاف او را می شناختند و در انتظارش بودند به او كفر ورزیدند، چرا كه از یكسو بزرگان آنها به چرب و شیرین دنیا آلوده شده بودند و از سوی دیگر اعتراض داشتند كه چرا پیامبر آخرالزمان(ص) از میان قوم یهود برانگیخته نشده و می گفتند؛ انتظار ما آن بود كه رسول خدا(ص) از میان ما باشد!

این «قبیله گرایی» به جای «حق گرایی» اگرچه در قوم یهود بروز برجسته و تعیین كننده ای دارد ولی منحصر به آنان نبوده و نیست، بلكه در موارد فراوانی شاهد بوده ایم كه قبیله گرایی یاد شده در قالب «گروه گرایی»، «حزب گرایی»، «ملی گرایی» و نظایر آن بروز كرده است.

اكنون روی سخن با جماعت اندك و فرو پاشیده فتنه گران 88 است و باید خطاب به آنان گفت؛ آیا شما كه مانند یهود بنی قریظه و بنی نضیر، چشم و گوش بسته و دست از تفكر و تعقل شسته از گروه و حزبی كه به آن وابسته اید اطاعت می كنید و با وجود روشنی و بدیهی بودن حقایق، به خاطر وابستگی جبهه ای و حزبی دست از باطل نمی كشید و عنان خود را به دست دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و مردم كشورتان سپرده اید، مصداق واقعی «تعصب جاهلی» و «ارتجاع كور» نیستید؟ و آیا توده های عظیم مردم اصولگرا كه به پیروی از امیرمومنان(ع)، مواضع و عملكرد اشخاص را با معیار «حق» می سنجند و نه حق را با اشخاص؟! و هر جا انحرافی ببینند به مقابله برمی خیزند شایسته تقدیر نمی باشند؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :